9.شانه های اجاره ای

خرید بک لینک

چیزی تا انفجارم نمونده .

دوستای مجازی خیلی خوب زیاددارم . د.وستای عالی اماالان به یک دوست نزدیک به فاصله چند سانتی نیاز دارم که سرم بذارم رو شونه هاش ومنفجر بشم

اصلا چرا باید مهتا ازدواجکنه و بره اهواز ؟

چرا باید زهرا الان توکیش باپسر نافرمان همسرش سروکله بزنه تا بچه یک دقیقه صدا ندi و اون بتونه صدای منو از پشتتلفن بشنوه ؟

چرا الهام باید الانسرکارش تو یک کشور دیگه نشسته باشه ؟

چرا.....

مهتا باید اینجا باشه ، زهراو الهامم . من الان به یک شونه امن نیاز دارم .بیشتراز شوهر مهتا ، پسر خونده زهرا و اون صاحبکار لعنتی الهام!

دوست دارم هرچی کهدارم الان بدم به یکی بگم بیا ...بیا یکساعت سر منو بذار رو شونه هات و بهچرندیاتم گوش کن ، گوش هم نکردی ، نکردی ! فقط وانمود کن گوش میکنی و آخرشبگو : نگران نباش من هستم . میفهممت !

همین لعنتی ! همین لامصب

دوستای مجازی مهربونم ،دوستای دورم؛ میدونم هستین اما من فقط الان یک شونه واقعی میخوام ؛ حتی اجاره ای !

چقدر تنهام ...چقدرتنهاااااااااااااااااااااااام

یک هیچ.....

ما را در سایت یک هیچ.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 3 تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 13:39

صفحه بندی